وقتی عشق فقط یک احساس نیست
وقتی فردی را دوست داریم و در کنار او احساس امنیت میکنیم، بدن و مغز هم در این تجربه درگیر میشوند. تماس محبتآمیز، در آغوش گرفتن و تعامل اجتماعی مثبت میتواند با تغییر در فعالیت برخی مسیرهای عصبی و هورمونی همراه باشد. مطالعات انسانی نشان دادهاند که تماس محبتآمیز با افزایش اکسیتوسین و کاهش احساس استرس ارتباط دارد، هرچند اندازهگیری اکسیتوسین در انسان پیچیده است و نباید درباره اثر آن بیش از حد قطعی صحبت کرد.
اکسیتوسین؛ هورمون صمیمیت
اکسیتوسین یکی از موادی است که در ارتباط اجتماعی و پیوند عاطفی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. تماس بدنی، نوازش و تعاملات اجتماعی میتوانند در شرایط خاص با تغییر در ترشح اکسیتوسین همراه باشند. این ماده در فرایندهای مرتبط با پیوند اجتماعی و تنظیم پاسخ به استرس نقش دارد.
البته اکسیتوسین را نباید به سادگی «هورمون عشق» نامید. اثر آن به شرایط، نوع رابطه و ویژگیهای فردی بستگی دارد و همیشه به معنای ایجاد احساس مثبت نیست. پژوهشها نشان میدهند زمینه اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
کورتیزول؛ هورمون استرس
در طرف دیگر ماجرا، کورتیزول قرار دارد؛ هورمونی که در پاسخ بدن به استرس نقش مهمی دارد. یک رابطه پرتنش، مشاجرههای مکرر یا احساس ناامنی میتواند سیستم استرس بدن را بیشتر درگیر کند.
مطالعات زوجها نشان دادهاند که استرس و تعارض در رابطه میتوانند با تغییر در الگوی کورتیزول همراه باشند. حتی در برخی پژوهشها، استرس یک شریک با تغییر در پاسخ کورتیزولی شریک دیگر ارتباط داشته است. با این حال، این یافتهها به معنای آن نیست که هر اختلافی در رابطه باعث اختلال هورمونی میشود.
دوپامین و سروتونین؛ چرا عاشق بودن انرژیبخش است؟
وقتی از «انرژی گرفتن از عشق» صحبت میکنیم، فقط هورمونها مطرح نیستند. دوپامین یکی از انتقالدهندههای عصبی مهم در سیستم پاداش مغز است و در انگیزه، توجه و احساس لذت نقش دارد. به همین دلیل تجربههای خوشایند و هیجانانگیز در رابطه میتوانند با فعال شدن مسیرهای پاداش مغز همراه باشند.
سروتونین نیز یک انتقالدهنده عصبی است که در تنظیم خلقوخو، خواب و برخی فرایندهای دیگر نقش دارد. بنابراین بهتر است در یک مقاله علمی به جای اینکه بگوییم «عشق سروتونین را زیاد میکند و آدم را شاد میکند»، بگوییم تجربه عاطفی میتواند با فعالیت شبکههای مغزی مرتبط با خلق، پاداش و انگیزه ارتباط داشته باشد.
آیا رابطه خوب واقعاً انرژی روزانه را بیشتر میکند؟
تا حدی ممکن است. وقتی رابطهای احساس امنیت ایجاد میکند، فرد ممکن است خواب بهتری داشته باشد، استرس کمتری تجربه کند و انگیزه بیشتری برای فعالیت و مراقبت از خودش پیدا کند. حتی پژوهشهایی درباره تماس فیزیکی محبتآمیز نشان دادهاند که چنین تعاملاتی با کاهش استرس و برخی شاخصهای فیزیولوژیک همراه بودهاند.
در مقابل، رابطهای که دائماً با اضطراب و تعارض همراه است، میتواند انرژی روانی فرد را تحلیل ببرد و بهطور غیرمستقیم روی خواب، اشتها و فعالیت بدنی اثر بگذارد. مرورهای علمی نیز نشان دادهاند که استرس رابطهای میتواند مسیرهای هورمونی، قلبیعروقی و ایمنی بدن را تحت تأثیر قرار دهد.
پس «انرژی طرف مقابل» واقعیت دارد؟
اگر منظور از انرژی، حالوهوای عاطفی، استرس و تأثیری است که رفتار یک فرد بر دیگری میگذارد، بله، این موضوع میتواند مبنای علمی داشته باشد. حتی پژوهشها از نوعی همتنظیمی یا ارتباط فیزیولوژیک میان زوجها صحبت کردهاند؛ اما هنوز نمیتوان از این یافتهها نتیجه گرفت که یک «انرژی نامرئی» از بدن فردی به بدن فرد دیگر منتقل میشود.
بنابراین، رابطه سالم ممکن است با احساس امنیت بیشتر، استرس کمتر و رفتارهای سالمتر همراه باشد؛ اما سلامت هورمونی مسئلهای بسیار پیچیدهتر از حضور یا نبود یک شریک عاطفی است. اگر خستگی، اختلال خواب، تغییرات قاعدگی یا علائم جسمی مداوم وجود دارد، نباید همهچیز را به رابطه یا «هورمونها» نسبت داد و بهتر است علت پزشکی آن بررسی شود.
منابع
Meyer D, Sledge R. The potential role of cortisol as a biomarker of physiological interdependence in romantic couples: A systematic review. Psychoneuroendocrinology. 2020. �
PubMed
Pietromonaco PR, Overall NC. The health consequences of stress in couples: A review and new integrated Dyadic Biobehavioral Stress Model. Current Opinion in Psychology. 2021. �
PubMed Central (PMC)
Schneider E, et al. Affectionate touch and diurnal oxytocin levels: An ecological momentary assessment study. 2023. �
PubMed
Handlin L, et al. Human endogenous oxytocin and its neural correlates show adaptive responses to social touch based on recent social context. eLife. 2023. �
PubMed
Timmons AC, Margolin G, Saxbe DE. Physiological linkage in couples and its implications for individual and interpersonal functioning: A literature review. Journal of Family Psychology. 2015. �
PubMed
تهیه و تنظیم: طوبی میرزاحسینی