به گزارش بهداشت نیوز، اختلال وسواس فکری ـ اجباری یا OCD با دو مؤلفه اصلی شناخته میشود: وسواسهای فکری و اجبارها. وسواسهای فکری، افکار، تصاویر یا تکانههای ناخواسته و تکرارشوندهای هستند که معمولاً باعث اضطراب یا ناراحتی میشوند.
در مقابل، اجبارها رفتارها یا اعمال ذهنی تکراری هستند که فرد احساس میکند برای کاهش اضطراب یا جلوگیری از یک اتفاق ناخوشایند، ناچار به انجام آنهاست. برای مثال، فرد ممکن است بهطور مکرر درباره آلودگی دستهای خود نگران شود و برای کاهش اضطراب، بارها دستهایش را بشوید.
البته هر فکر مزاحم یا رفتار تکراری به معنای ابتلا به OCD نیست. زمانی که این افکار و رفتارها مداوم، وقتگیر، آزاردهنده یا مختلکننده زندگی روزمره باشند، ارزیابی تخصصی اهمیت پیدا میکند.
چرخه وسواس چگونه شکل میگیرد؟
وسواس فکری ـ اجباری معمولاً فرد را وارد چرخهای تکرارشونده میکند: فکر یا تصویر مزاحم → افزایش اضطراب → انجام اجبار → آرامش موقت → بازگشت وسواس در این چرخه، یک فکر یا تصویر ناخواسته باعث افزایش اضطراب میشود. فرد برای کاهش این اضطراب دست به انجام یک رفتار اجباری میزند؛ مانند شستوشوی مکرر، بررسی کردن یا اطمینانخواهی. این رفتار ممکن است در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد کند، اما با تکرار آن، چرخه وسواس میتواند در بلندمدت تقویت شود و فرد بیش از پیش احساس کند برای رسیدن به آرامش باید همان رفتار را انجام دهد.
وسواس فقط شستوشو و تمیزی نیست
تصور رایج درباره OCD گاهی آن را فقط به تمیزی و شستوشو محدود میکند، در حالی که این اختلال میتواند شکلهای متفاوتی داشته باشد. از جمله مهمترین الگوها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: آلودگی و پاکیزگی: ترس شدید از میکروب، آلودگی یا بیماری و شستوشوی مکرر. شک و بررسی: بررسی چندباره قفل، شیر گاز، برق، وسایل یا درست انجام شدن یک کار. نظم و تقارن: احساس نیاز شدید به نظم، تقارن یا قرار گرفتن اشیا در موقعیتی خاص. افکار ناخواسته: افکار یا تصاویر مزاحم و ناخواسته درباره موضوعاتی که فرد تمایلی به فکر کردن درباره آنها ندارد.
اعمال ذهنی: شمردن، تکرار کلمات، مرور ذهنی یا انجام تشریفات ذهنی برای کاهش اضطراب. اطمینانخواهی مکرر: پرسیدن مداوم از دیگران برای اطمینان یافتن از اینکه «همه چیز درست است». نکته مهم این است که وجود یک یا چند مورد از این رفتارها بهتنهایی برای تشخیص OCD کافی نیست و تشخیص باید توسط متخصص انجام شود.
وقتی وسواس زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد
OCD در صورت شدت یافتن میتواند بخشهای مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد. در تحصیل ممکن است تمرکز کاهش پیدا کند یا فرد برای مطالعه و انجام تکالیف زمان زیادی را صرف تکرار و بررسی کند. در محیط کار، بررسیهای مکرر و درگیری ذهنی میتواند موجب کاهش بهرهوری و تأخیر در انجام وظایف شود. در روابط اجتماعی نیز نیاز مداوم به اطمینان گرفتن، اجتناب از موقعیتهای خاص یا درگیری ذهنی میتواند ارتباط با دیگران را دشوار کند. همچنین صرف زمان زیاد برای افکار وسواسی و اعمال اجباری میتواند موجب خستگی ذهنی، افزایش اضطراب و کاهش کیفیت زندگی شود. درک این نکته ضروری است که فرد مبتلا، این افکار و رفتارها را صرفاً از روی انتخاب یا علاقه انجام نمیدهد و برخورد همراه با درک و حمایت، در کنار دریافت کمک تخصصی، اهمیت دارد.
وسواس قابل درمان است
ابتلا به OCD به معنای گرفتار ماندن همیشگی در این چرخه نیست. این اختلال قابل درمان و قابل مدیریت است. یکی از رویکردهای مؤثر، درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) است. روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ERP) نیز یکی از روشهای تخصصی مورد استفاده در درمان OCD است که به فرد کمک میکند بهتدریج با موقعیتهای اضطرابآور روبهرو شود و بدون انجام رفتار اجباری، اضطراب خود را مدیریت کند.
در برخی افراد نیز ممکن است دارودرمانی توسط روانپزشک توصیه شود. انتخاب روش درمان به شرایط فرد و ارزیابی متخصص بستگی دارد. اگر افکار یا رفتارهای وسواسی زمان زیادی از روز را به خود اختصاص میدهند، موجب ناراحتی قابلتوجه میشوند یا در تحصیل، کار، روابط و زندگی روزمره اختلال ایجاد میکنند، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک میتواند نخستین گام برای دریافت کمک باشد. یک قدم برای شناخت بیشتر
شناخت OCD میتواند به کاهش برچسبها و باورهای نادرست درباره این اختلال کمک کند. وسواس نه نشانه ضعف شخصیت است و نه موضوعی که فرد باید بهتنهایی با آن کنار بیاید. وسواس قابل درمان است؛ کمک خواستن، نشانه ضعف نیست.
این مجموعه پنجگانه با هدف افزایش آگاهی درباره اختلال وسواس فکری ـ اجباری و آشنایی با نشانهها، چرخه، تأثیرات و مسیر درمان آن تهیه شده است.