کد خبر: 295253

ارتباط الگوهای دریافت مواد مغذی با اختلالات روانی رایج

نتایج یک مطالعه مقطعی بزرگ نشان می‌دهد الگوهای دریافت مواد مغذی ممکن است با بروز اختلالات روانی رایج از جمله افسردگی، اضطراب و پریشانی روانی ارتباط داشته باشند. این یافته‌ها بر اهمیت نقش تغذیه در سلامت روان تأکید می‌کند و می‌تواند به درک بهتر عوامل مؤثر بر پیشگیری و مدیریت این اختلالات کمک کند.

به گزارش بهداشت نیوز، این تحقیق بوسیله پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران داده‌های ۲۹۲۱ بزرگسال شرکت‌کننده در مطالعه گروهی کارمندان دانشگاه علوم پزشکی تهران را تجزیه و تحلیل کرد.

پژوهشگران با استفاده از یک پرسشنامه معتبر بسامد خوراک برای ارزیابی رژیم‌های غذایی و «مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس» (DASS) برای ارزیابی سلامت روان، بررسی کردند که چگونه الگوهای دریافت مواد مغذی اصلی با علائم اختلالات روانی مرتبط هستند.

دو الگوی اصلی مواد مغذی شناسایی شد

محققان از تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی برای استخراج دو «الگوی غالب مواد مغذی» (NP) استفاده کردند:

- NP1 که با مصرف بالای اسیدهای چرب، پروتئین، مواد معدنی (از جمله روی، آهن، کلسیم، منیزیم)، ویتامین‌های گروه B (ریبوفلاوین، تیامین، نیاسین، بیوتین)، کلسترول، فسفر و سدیم مشخص می‌شود.

-  NP2 که بتاکاروتن، ویتامین A، قندهای ساده (گلوکز، فروکتوز، ساکارز)، فیبر، ویتامین B6، پتاسیم و ویتامین C بیشتری دارد.

ارتباطات کلیدی با سلامت روان

پس از تعدیل عوامل مخدوش‌کننده بالقوه (مانند سن، جنس، شاخص توده بدنی، کل انرژی دریافتی و متغیرهای سبک زندگی)، این مطالعه نشان داد:

هیچ ارتباط معناداری بین الگوی غالب مواد مغذی و افسردگی در مردان یا زنان وجود ندارد.
NP1 با احتمال کمتر اضطراب و پریشانی روانی (psychological distress) در زنان مرتبط بود، که نشان می‌دهد مصرف بیشتر چربی‌ها، پروتئین‌ها و طیف وسیعی از مواد معدنی و ویتامین‌ها ممکن است با پیامدهای بهتر سلامت روان برای این گروه مرتبط باشد. زنانی که در بالاترین چارک مصرف NP1 بودند، تقریباً 48 درصد احتمال اضطراب کمتر و احتمال پریشانی روانی به طور قابل توجهی کمتری در مقایسه با زنانی که در پایین‌ترین چارک بودند، داشتند.

NP2هیچ ارتباط معناداری با اضطراب، افسردگی یا پریشانی در هیچکدام از جنس‌ها نشان نداد.

پیامدها و زمینه

این یافته‌ها به مجموع فزاینده‌ای از شواهد افزوده می‌‌دهد که نشان می‌دهند نمایه کلی مواد مغذی، به جای اجزای غذایی منفرد، ممکن است در درک عوامل خطرساز برای سلامت روان مهم باشند. در حالی که بسیاری از تحقیقات موجود بر الگوهای غذایی مبتنی بر غذا متمرکز شده‌اند، تجزیه و تحلیل الگوهای مواد مغذی می‌تواند بینشی در مورد بسترهای بیولوژیکی روابط سلامت روان و رژیم غذایی، با پیوندهای مستقیم‌تر با مسیرهای بیوشیمیایی دخیل در عملکرد مغز و تنظیم خلق و خو، ارائه دهد.

ارتباطات مشاهده شده مختص جنسیت، با پیوندهای مفید مشاهده شده در زنان اما نه مردان، بر پیچیدگی اپیدمیولوژی تغذیه‌ای و لزوم در نظر گرفتن تفاوت‌های جنسی در مصرف غذا و پاسخ روانی تأکید می‌کند.

محدودیت‌ها و مسیرهای آینده

از آنجا که این مطالعه مقطعی است، نمی‌تواند رابطه علت و معلولی را ثابت کند. این پژوهشگران بر نیاز به مطالعات طولی و مداخله‌ای برای تأیید اینکه آیا الگوهای خاص مصرف مواد مغذی می‌توانند واقعاً به پیشگیری یا کاهش اختلالات سلامت روان کمک کنند، تأکید می‌کنند. تحقیقات بیشتر شامل جمعیت‌های متنوع و مداخلات غذایی کنترل‌شده می‌تواند روشن کند که چگونه خوشه‌های خاص مواد مغذی بر خلق و خو، اضطراب و استرس در طول زمان تأثیر می‌گذارند.