کد خبر: 295112

از طب سنتی تا پزشکی مدرن؛ نقش DHC در کنترل درد

یک بررسی علمی اخیر نشان می‌دهد که دهیدروکوریدالین (DHC)، یک ترکیب آلکالوئیدی طبیعی استخراج شده از غده‌های «ریزوما کوریدالیس» (گیاهی که در طب سنتی استفاده می‌شود)، پتانسیل بالایی را به عنوان یک داروی تسکین‌دهنده درد در آینده نشان می‌دهد.

به گزارش بهداشت نیوز،  مطالعات پیش‌بالینی (آزمایشگاهی و حیوانی) فعلی در مورد اثربخشی آن در برابر انواع مختلف درد را خلاصه کرده است.

چرا درمان درد به گزینه‌های بهتری نیاز دارد

درد میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد و یکی از علل اصلی ناتوانی است. درمان‌های فعلی اغلب ناکافی هستند - بسیاری از بیماران تسکین کافی دریافت نمی‌کنند و عوارض جانبی می‌توانند قابل توجه باشند. پژوهشگران به طور فزاینده‌ای به دنبال ترکیبات زیست‌فعال طبیعی، مانند آلکالوئیدهای مشتق شده از گیاهان، برای جایگزین‌های ایمن‌تر یا مؤثرتر هستند.

شواهد چه چیزی را نشان می‌دهند

این تحقیق مطالعات حیوانی را بررسی می‌کند که نشان می‌دهند دهیدروکوریدالین به تسکین چندین عارضه دردزای چالش‌برانگیز کمک می‌کند:

- درد سرطان استخوان: در مدل‌های موش، با تغییر میکروگلیا (سلول‌های ایمنی در نخاع) از حالت پیش‌التهابی به حالت ضدالتهابی، درد را کاهش داد و التهاب مضر را کاهش داد.

- درد نوروپاتیک (ناشی از آسیب عصبی، مدل‌سازی شده بوسیله آسیب ناشی از فشردگی مزمن): درد را تسکین داد، فعال‌سازی سلول‌های گلیال را کاهش داد، سیگنال‌های التهابی مانند TNF-α، IL-6 و iNOS را کاهش داد و نورون‌های بیش‌فعال را آرام کرد.

- دردی که با کمبود خواب بدتر می‌شد: به برطرف کردن افزایش حساسیت به درد مرتبط با فعال‌سازی سلول‌های میکروگلیا و التهاب در نخاع کمک کرد.

- درد التهابی: در آزمایش‌های استاندارد (درد القا شده با فرمالین و اسید استیک در موش‌ها)، پاسخ‌های درد را به روشی وابسته به دوز کاهش داد، تورم را کاهش داد و سیتوکاین‌ها و نشانگرهای التهابی مانند کاسپاز-6 را کاهش داد. اثرات از طریق گیرنده‌های اوپیوئیدی و خواص ضد التهابی ایجاد شد، بدون اینکه سمیت آشکار یا اختلال حرکتی در دوزهای آزمایش شده مشاهده شود.

نحوه عملکرد احتمالی

به نظر می‌رسد دهیدروکوریدالین از طریق مکانیسم‌های متعددی عمل می‌کند:

- کاهش التهاب عصبی و تغییر تعادل سلول‌های ایمنی در نخاع.

- تعدیل انتقال‌دهنده‌های عصبی و کانال‌های یونی (به عنوان مثال، مهار کانال‌های سدیم Nav1.7 که در سیگنالینگ درد دخیل هستند.)

- اثرات احتمالی بر مسیرهای اوپیوئیدی و سایر سیستم‌ها.

از نظر فارماکوکینتیکی، جذب خوراکی مناسبی دارد اما در کبد تحت متابولیسم عبور اول قابل توجهی قرار می‌گیرد. باکتری‌های روده به تبدیل آن به شکلی قابل جذب‌تر کمک می‌کنند. در آزمایش‌های حیوانی، سمیت حاد نسبتاً کمی نشان می‌دهد.

خلاصه

در حالی که تمام شواهد تاکنون از مطالعات پیش بالینی حیوانی و سلولی حاصل شده است (هیچ کارآزمایی بالینی انسانی ذکر نشده است)، نتایج مثبت مداوم در مدل‌های مختلف درد، دهیدروکوریدالین را به یک نامزد امیدوارکننده برای توسعه بیشتر به عنوان یک اروی مسکن تبدیل می‌کند. این دارو به طور بالقوه می‌تواند تسکین چند هدفی با مزایای ضد التهابی ایجاد کند.

قبل از اینکه این روش به یک درمان استاندارد تبدیل شود، تحقیقات بیشتری در مورد ایمنی درازمدت، دوز بهینه، اثربخشی انسانی و روش‌های بهتر انتقال دارو مورد نیاز است. این بررسی با کنار هم قرار دادن علم موجود، به ایجاد زمینه برای این کار کمک می‌کند.

مرتبط ها