به گزارش بهداشت نیوز، در تاریخ صنعت خودرو گاهی برندها تصمیمهایی میگیرند که با هویت و سابقهشان همخوانی ندارد، تصمیمهایی که یا از فشار بازار زاده میشوند، یا نتیجه جاه طلبی مدیران، یا تلاشی برای ورود به قلمرویی ناآشنا. نتیجه این انتخابها، خودروهایی است که در زمان معرفی شوکآور بودند و حتی تا سالها بعد نیز محل بحث باقی ماندند.
برخی از آنها بعدها به موفقیتی تجاری رسیدند، برخی به شکست انجامیده و تعدادی نیز به نمادهای عجیب اما ماندگار تاریخ خودرو تبدیل شدند. در این محتوا، مجموعهای از شاخصترین خودروهایی را مرور میکنیم که حضورشان در سبد محصولات سازنده، کمتر کسی را بیتفاوت گذاشت.
رولزرویس کالیننورود رولزرویس به دنیای SUV برای بسیاری غیرقابل تصور بود، برندی که همواره تعریفش با سکوت، تجمل و حرکت روی آسفالت گره خورده بود. کالینن اما نشان داد که تفسیر لوکس از یک شاسیبلند نیز میتواند با DNA این برند همخوان باشد. هرچند طراحی آن در ابتدا واکنشهای متضادی برانگیخت، اما فروش موفقش ثابت کرد بازار دقیقاً چنین محصولی را طلب میکرد.
استون مارتین سیگنتسیگنت، کوچکترین و بحث برانگیزترین محصول تاریخ استون مارتین، بر پایه تویوتا iQ شکل گرفت، تصمیمی عجیب از برندی که به خودروهای اسپرت لوکس شهرت داشت. این مدل بیشتر به دلیل قوانین آلایندگی متولد شد تا خواست مشتریان. فروش ضعیف آن، توقف تولید را رقم زد، اما امروز سیگنت به خودرویی کلکسیونی و خاص تبدیل شده است.
آئودی R۸R۸ نقطه عطفی در تاریخ آئودی بود، خودرویی که این برند را از تولیدکننده سدانهای پریمیوم، به جمع سازندگان سوپر اسپرت وارد کرد. طراحی جسورانه، پیشرانه V۱۰ و اشتراک فنی با لامبورگینی، R۸ را به محصولی متفاوت بدل کرد. مهمتر از همه، تجربه رانندگی آن بود که از بسیاری از آئودیهای پیشین فاصله میگرفت.
تویوتا یاریس ورسویاریس ورسو با تمرکز کامل بر کاربری طراحی شد، نه زیبایی. بدنهای نامتعارف، اما فضای کابین تحسین برانگیز و انعطافپذیر، آن را به خودرویی ایدهآل برای خانوادههای شهری تبدیل میکرد. با این حال، ظاهر خاصش باعث شد هرگز به محصولی محبوب و خاطرهانگیز بدل نشود.
رنو توئیزیتوئیزی بیش از آنکه خودرو باشد، بیانیهای از آیندهنگری رنو بود. یک وسیله نقلیه الکتریکی بسیار کوچک، سبک و خاص که برای ترافیک شهری طراحی شده بود. نبود راحتی، ایمنی محدود و کاربردپذیری پایین، دامنه مشتریانش را کاهش داد اما هویت مستقلش آن را متمایز کرد.
فولکس واگن فایتونفایتون تلاش فولکس واگن برای ورود به قلمرو سدانهای فوق لوکس بود، جایی که نام برند بیش از مهندسی اهمیت داشت. این خودرو از نظر فنی شاهکار بود، اما مشتریان حاضر نبودند برای یک فولکس واگن، هزینه مرسدس S‑Class یا ب ام و سری ۷ را بپردازند. نتیجه، شکستی گران قیمت اما آموزنده بود.
کرایسلر دلتادلتا در واقع لانچیا دلتا با نشان کرایسلر بود، تصمیمی که بیشتر سردرگمی ایجاد کرد تا هویت جدید. بازار بریتانیا هیچ ارتباطی با این محصول برقرار نکرد و عدم انسجام برند، به فروش ضعیف انجامید. این خودرو نمونهای کلاسیک از بازاریابی اشتباه است.
فیات مولتی پلامولتی پلا یکی از جسورانهترین طراحیهای تاریخ فیات را داشت. ظاهر نامتعارف آن با کابینی فوقالعاده کاربردی همراه بود که شش سرنشین را بهراحتی جا میداد. هرچند طراحیاش همواره محل تمسخر بود، اما از نظر کاربری، یکی از موفقترین MPV های زمان خود محسوب میشود.
ب ام و X۵X۵ اولین تلاش جدی BMW برای ورود به کلاس شاسی بلند بود، حرکتی که در ابتدا با تردید مواجه شد. اما ترکیب دینامیک رانندگی اسپرت با بدنهای بزرگ، آن را به الگویی تازه تبدیل کرد. موفقیت X۵ مسیر آینده BMW و بسیاری از رقبا را تغییر داد.
مرسدس بنز وانئووانئو با هدف جذب خانوادههای پرجمعیت طراحی شد، اما شخصیت بیش از حد کاربردی و ظاهر نهچندان جذابش، مشتریان مرسدس را قانع نکرد. این خودرو بیش از آکه حس پرستیژ را منتقل کند، شبیه یک ون تجاری بود و خیلی زود به فراموشی سپرده شد.
پژو ۱۰۰۷
ایده دربهای کشویی برقی در خودروی شهری، نوآورانه و هوشمندانه بود. کابین باکیفیت و امکانات مناسب، ۱۰۰۷ را خاص میکرد، اما وزن بالا و قیمت زیاد، مانع موفقیتش شد. در بازاری که مینی و فیات ۵۰۰ میدرخشیدند، ۱۰۰۷ شانسی نداشت.
پورشه کاینکاین شاید جنجالیترین تصمیم تاریخ پورشه باشد. در ابتدا، بسیاری آن را خیانت به میراث ۹۱۱ میدانستند. اما توانایی فنی، کیفیت رانندگی و عملکرد بالا، نگاهها را تغییر داد. موفقیت تجاری کاین بقای پورشه در دهههای بعد را تضمین کرد.
سانگ یانگ رودیوسرودیوس بیشتر بهخاطر طراحی عجیب و نامتعارفش شناخته میشود تا ویژگیهای فنی. هدف ساخت MPV بزرگ و جادار بود، اما نتیجه ظاهری آزاردهنده داشت. این خودرو به نمادی از افراط طراحی بدون هماهنگی تبدیل شد.
هوندا اینسایتاینسایت نخستین خودروی هیبریدی تولید انبوه جهان بود؛ محصولی جلوتر از زمان خود. تمرکز شدید بر مصرف سوخت، طراحی آیرودینامیک خاصی را رقم زد که چندان عامه پسند نبود. با این حال، اینسایت مسیر فناوریهای آینده را هموار کرد.
رنو آوانتایمآوانتایم تلاشی جسورانه برای ترکیب کوپه و MPV بود، فرمی که بازار هرگز آن را نپذیرفت. طراحی آیندهنگرانه و فضای داخلی خاص، تحسین برانگیز بود اما کاربرد محدود و قیمت بالا، آن را به پروژهای ناموفق بدل کرد.
آلفارومئو SZSZ خودرویی با ظاهری جنجالی بود که حتی طرفداران آلفارومئو را سردرگم میکرد. با این حال، شاسی مهندسی شده و تجربه رانندگی ناب، آن را به خودرویی ارزشمند برای علاقهمندان تبدیل کرد. تضاد میان فرم و عملکرد، هویت SZ را شکل داد.
جیپ کامندرکامندر قرار بود نسخهای بزرگتر و خانوادگیتر از گرند چروکی باشد. طراحی جعبهای و تمرکز بر ظرفیت هفت سرنشین، آن را سنگین و کمتحرک کرد. در نهایت، مزایایش نتوانست نقاط ضعف را جبران کند.
جگوار آی پیسآی پیس نخستین خودروی تمام برقی لوکس اروپایی بود که نگاهها را به جگوار بازگرداند. طراحی مدرن، عملکرد مناسب و حس متفاوت رانندگی، آن را خاص کرد. هرچند چالشهای تولید و خدمات پس از فروش مسیرش را دشوار ساخت، اما نقش تاریخیاش انکارناپذیر است.
واکسهال/لوتوس کارلتونکارلتونِ تیون شده توسط لوتوس، یکی از سریعترین سدانهای زمان خودش بود. ظاهری آرام اما عملکردی خیرهکننده داشت، تضادی که آن را افسانهای کرد. این خودرو نمادی از دوران جسارت مهندسی بریتانیا است.
بنتلی بنتایگابنتایگا ورود بنتلی به کلاس SUV را رسمی کرد، حرکتی که پیشتر غیر قابل تصور بود. ترکیب تجمل، قدرت و سرعت، آن را به یکی از موفقترین محصولات برند بدل کرد. بنتایگا ثابت کرد لوکس بودن به یک سگمنت محدود نیست.
رنو ول ساتیسول ساتیس تلاشی برای بازتعریف سدان لوکس فرانسوی بود. طراحی متفاوت و فاصله آشکار از رقبا، آن را خاص اما نا آشنا ساخت. بازار ترجیح داد به گزینههای کلاسیک آلمانی وفادار بماند.
نیسان فیگاروفیگارو با طراحی رترو، رنگهای خاص و تولید محدود، از همان ابتدا برای تبدیل شدن به یک خودروی کالت ساخته شد. این مدل کاملاً برخلاف جریان اصلی نیسان حرکت میکرد و دقیقاً به همین دلیل، ماندگار شد.
منبع: اسب بخار