در بررسی آماری سال 1395 بیشترین طلاق در بین مردان 30 الی 34 سال و زنان 25 الی 29 سال رخ داده است. جدای از بحث مذموم بودن پدیده طلاق، درصد قابل توجهی از زنان در سن جوانی مطلقه می شوند. بر اساس همین آمار حدود 90 درصد از زنان مطلقه سراغ تشکیل زندگی و ازدواج مجدد نمیروند. آمار ازدواج در همین سال برای مردانی که در اثر فوت یا طلاق بی همسر شدهاند معادل 5.4 و زنان بدون شوهر 4.1 درصد را به خود اختصاص داده است.
بازسازی یک خانواده و زندگی جدید امری خصوصی و شخصی به حساب میآید اما آنچه از آمار و ارقام و سطح عمومی جامعه شاهد آن هستیم ازدواج مجدد پدیدهای فردی و شخصی نیست و بیش از خود فرد، جامعه در آن اثرگذار است. میتوان گفت تئوری "وجدان اجتماعی" امیل دورکیم جامعه شناس امریکایی در این حوزه بسیار صدق میکند؛ تصمیمات فردی حتی در حوزههای خصوصی و شخصی زندگی تحت تأثیر نگاه جماعتی است که در میان آنها زندگی میکند. به عبارت دیگر نگرش منفی افراد جامعه نسبت به فرد طلاق گرفته، می تواند مشوق فرد برای تأهل دوباره باشد اما از سوی دیگر نگاه منفی جامعه به فردی که مجدد ازدواج می کند بخصوص زنان، می تواند باعث شود تا فرد علیرغم میل باطنیاش از بازسازی یک زندگی جدید خودداری کند. گرچه لازم به ذکر است که در باور و افکار عمومی جامعه ازدواج مجدد برای مرد بدون همسر با فرزند یا بدون فرزند امری پسندیده هم محسوب میشود و اعضای خانواده و دوستان نیز برای تشکیل مجدد یک زندگی مخصوصا اگر مرد دارای فرزند باشد، پیش قدم میشوند. اما در سوی دیگر زمانی که یک زن به هر علت – شهادت، فوت، طلاق- همسر خود را از دست داده باشد بویژه اگر دارای فرزند باشد بسیار از سوی جامعه، خانواده و فرزندان مورد مخالفت قرار میگیرند. در واقع این جامعه است که با نگاه درست یا غلط برای فرد تصمیمگیری میکند نه خود شخص.
حجتالاسلامسرلک کارشناس مذهبی در این باره به تبیان گفت: متاسفانه حق قائل نشدن برای ازدواج مجدد در جامعه ما یکی از ایرادات فرهنگی است. زنان در این امر دارای مدعیالعموم زیادی هستند، از خانواده و فرزندان گرفته تا خانواده همسر سابق و جامعه نگاه سنگینی نسبت به ازوداج مجدد دارند که ریشه در عقلانیت و دینداری ندارد.
ایشان همچنین اضافه کردند: «حضرت زهرا(س) در وصیتهای خودشان درباره ازاوج مجدد حضرت امیرالمومنین(ع) حرف زدهاند؛ یعنی در بحران مسائل و شرایط عاطفی و احساسی باز راجع به همسرشان صحبت کردهاند. اگر اولیا خدا در این شرایط قرار بگیرند حتما نسبت به همسر خود خیرخواهی میکنند.اما این باور نادرست در فرهنگ ما بیشتر زایده نگرشهای منفی جامعه مردسالاری است که به نوعی برای خود اختیارات نانوشتهای را قائل شدهاند و مردان حق بیشتری نسبت به زنان دارند. درحالی که وقتی زنان همسرشان را از دست میدهند یا از آنها جدا میشوند اتفاقا بیشتر باید جامعه زمینه ازدواج مجدد آنها را فراهم کند.»
زنان بی همسر، با چندین عوامل استرسزا مواجه هستند؛ مالی و اقتصادی، احساس گناه، عدم ارضای نیازهای شخصی، عزت نفس پایین، فقدان نظم در زندگی، ناخشنودی از زندگی، فاقد قواعد در اداره زندگی، مشکل در ارتباطات اجتماعی، فقدان تفریح سالم و مشکلات سنگین.(1 ) همسران شهدا علاوه بر این استرس ها با حفظ باورهای ارزشی نیز مواجه هستند؛ تقدس امر شهادت و باورهای مردم در حوزه شهادت موجب میشود تا همسران شهدا بسته به اینکه ممکن است این معنویت و تقدسگرایی را دچار خدشه کنند اغلب از ازدواج مجدد خودداری ورزند. در واقع جامعه به جای فراهم آوردن زمینه برای کاهش این استرس از طریق بازسازی یک زندگی جدید برای زنان بی همسر بیشتر خود در منع آن گام برمیدارد:
اصلیترین مشکلات زنان برای ازدواج مجدد را این گونه میتوان برشمرد:
در صورت فوت همسر؛
- اگر زنی در سن پایین باشد حتی با گذشت چند سال از فوت همسر، اگر ازدواج جدیدی کند به بی مهری نسبت به همسر اول محکوم میشود.
- در صورت داشتن فرزند و تمایل برای ازدواج مجدد با مخالفت خانواده همسر سابق و نگهداری نوههایشان توسط ناپدری مواجه میشود.
مخالفت از سوی فرزندان؛ فرقی نمیکند در چه رده سنی باشند بلکه هر گروه سنی مخالفتشان را به شیوه خاص خود مطرح میکنند.
درصورت شهید شدن همسر؛
از سمت جامعه و گاها از سمت خانواده شهید به زیرپا گذاشتن مقام و قداست ارزش شهید محکوم میشود.
در صورت داشتن فرزند، نگهداری از فرزند شهید را حق کسی جز مادر و خانواده شهید نمیدانند؛ "چندی پیش با انتشار خبر ازدواج یکی از همسران شهدا در شبکههای مجازی یکی از خبرنگاران حوزه ایثار و مقاومت خبرگزاری تسنیم در اینستاگرام خود نوست: ده سال پیش در یکی از مصاحبهها، پدر شهیدی قبل از آنکه پرونده شهادت فرزندشان در بنیاد شهید تشکیل شود برای عروسشان شرط گذاشته بودند اگر ازدواج کند نوهاش را از او میگیرد. زن بیپناه با وجود حضور خواستگاران فقط با چنگ و دندان فرزندش را بزرگ میکرد و همیشه ترس از دست دادن تنها یادگار همسرش را داشت."
حجت الاسلام سرلک در ارتباط با ازدواج همسران شهدا میگوید: «احساس قدسی بودن راجع به شهید در جامعه وجود دارد، چون شهید مقدس شمرده می شود گمان می کنند ازدواج همسراو ممکن است طعنه ای به آن معنویت و قدسیت بزند که این یک تخیل خام است. در سوره مبارکه اعراف در آیاتی که در ارتباط با ماه مبارک رمضان است بلافاصله بعد از آن مباحث زناشویی در شب های ماه رمضان عنوان میشود، این معنویتی است که قرآن و اسلام به ما معرفی می کند. در دین ما دنیا و آخرت کنار هم قرار دارند اما برخی تنها به فکر دنیا و برخی فقط نگاه به آخرت دارند البته با تعریف های غلطی که از دنیا و آخرت ارائه می دهند ، در حالی که هر دو باید در امتداد هم باشند. در ارتباط با ازدواج همسران شهدا یک منع نابلاغ از سوی جامعه وجود دارد، در صدر اسلام بسیاری از همسران شهدا بلافاصله بعد از شهادت با کسی دیگر ازدواج میکردند که این نگاه اسلام و فرهنگ صحیح است.»
بسیاری از همسران شهدا بخصوص شهدای مدافع حرم که جوان های نسل امروز محسوب می شوند، از سن بالایی برخوردار نیستند، خیلی از آنها حتی فرزندی ندارند و تنهای یکی دو سال از ازدواج شان گذشته است. بار منفی که جامعه القا می کند بر روی خانواده شهدا نیز اثرگذار است و آنها نیز این بار را بر عروس خود وارد می کنند. در صورت ازدواج مجدد همسران شهدا که اغلب دهه هفتادی و جوان هستند نبیاد به عدم تعهد و بی وفایی محکوم شوند بلکه آنها اگر فرزند داشته باشند برای بزرگ کردن نیاز به مردی برای تربیت فرزند خود دارند؛ تربیت با توجه به آرمان های همان پدری که شهید شد.
در صورت طلاق؛
اگر زن طلاق گرفته باشد به تنوع طلب محکوم می شود؛ خصوصا اگر فرزندی داشته باشد. همچنین باور اشتباه رایج در بین مردم جامعه این است که اگر او توانایی زندگی کردن داشت در همان ازدواج اول می ماند و جدا نمی شد.
اگر به هر دلیلی حضانت فرزند پس از طلاق به زن داده شود، در صورت ازدواج مجدد با مخالف همسر سابق فرزند از او گرفته می شود.
زنان بدون همسر اگر همسرشان فوت شده باشد و یا از او جدا شده باشند محکوم به عدم تعهد و بیوفایی نخواهند بود، بلکه آنها برای ادامه نیاز به شریک زندگی دارند که این امر بواسطه آنکه از حوزه خصوصی خارج شده و جامعه اثرگذاری بیشتری در آن دارد باید مقدمات تشکیل یک زندگی مجدد ابتدا در اجتماع فراهم شود و سپس خانوادهها اقدمات لازم را انجام دهند. همانگونه که فرزندان یک مرد بدون همسر به نامادری برای تربیت و بزرگ شدن نیاز دارند، همانگونه که برای اداره زندگی و آرامش روح و روان مرد به زن نیاز دارد، زن بی همسر که مشکلات عدیدهای با نبود شوهر دارد نیز برای تربیت فرزند و ادامه زندگی نیاز به مردی دارد که همنشین او شود.
نقل از تبیان