title
کد خبر: 216999
00
هدف اینفلوئنسرها از فروش صمیمیت/ وجه تمایز اینفلوئنسر، سلیبرتی و بلاگر

 رسانه های اجتماعی زمینه ی اشکال نوین ارتباطات بینافردی و ارتباطات جمعی خودگزین را پدید آوردند که تا پیش از پیدایش آنها به هیچ وجه امکان پذیر نبود، رسانه های اجتماعی نوعی رابطه افقی را بین تولید کنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن ایجاد کردند که از نظر تکثر، تنوع و عمق قابل مطالعه بوده و راهنمای بسیار خوبی برای مطالعه وضعیت امروزین جامعه ایران است. امروزه این پدیده به طور فزاینده ای مورد توجه جامعه دانشگاهی کشور قرار گرفته و مقالات و پایان نامه های بسیاری در این حوزه به رشته ی تحریر در آمده اند.

به گزارش بهداشت نیوز، ماه های آغازین سال جاری با هم آیندی جریان های مختلف رسانه های اجتماعی با پیشتازی نسل جدیدی از اینفلوئنسرها همراه بود، واکنش های مختلف به سرود سلام فرمانده و حضور سینماگران ایرانی در جشنواره کن، جملگی موید آن بود که بسیاری از رویداد ها و رخدادها بدین منظور اجرا می شوند که در رسانه های اجتماعی بازنمایی شوند و نباید غافل بود که نسل جدیدی از اینفلوئنسرها سربرآورده اند که در تاریخچه ی 10ساله اینفلوئنسرشیپ ایرانی نظیری ندارند و خود گزینه ی بسیار مناسبی برای مطالعه عمیق هستند.

برای درک هرچه بهتر این پدیده و به بهانه چاپ کتاب جامعه شناسی سلیبریتی با دکتر فردین علیخواه عضو هیئت علمی جامعه شناسی دانشگاه گیلان به بحث و گفتگو پرداختیم، آنچه در ادامه می آید بخش نخست این گفتگوی تفصیلی است.

وجه تمایز اینفلوئنسر و سلیبرتی و بلاگر در متون آکادمیک چه هست و این واژگان چرا در بین جمعیت کاربران ایرانی رسانه های اجتماعی عمدتا مترادف یک دیگر به کار می روند؟

البته در متون آکادمیک هم مرز بین این کلمات آنقدرها روشن و دقیق نیست و به علاوه، وجود برداشت ها و تلقی های مختلف از این مفاهیم، صرفا مختص کاربران ایرانی نمی شود. به هر حال فضای رسانه های جدید فضای پویا و سیّالی است. روز به روز پلتفرم ها و قابلیت های فن آورانۀ جدیدی عرضه می شود و به همین دلیل ما شاهد شکل گیری مفاهیم جدید در مجموعه واژگان فعلی هستیم. به جز این، شاهد ترکیب، همه‌کارگی، و همه‌چیز‌شدگی کاربران حرفه ای هستیم که این امر مرزبندی ها را دشوار می کند. منظورم، افرادی هستند که به نظر، شامل هر سۀ این موارد می شوند. در هر صورت، من فکر می کنم که وقتی از بلاگری حرف می زنیم باید روی تولید محتوای مفید، به‌دردبخور و قابل استفاده در حوزه ای مشخص نظیر سفر، غذا، مد، کتاب، نجوم و غیره تأکید کنیم. در واقع یک بلاگر، صفحه ای در فضای وب دارد که این، شامل سایت و همچنین صفحه ای در شبکه های اجتماعی می شود. فرض کنید ما همیشه در عرصه روزنامه نگاری برای مثال خبرنگار عرصه فن آوری، خبرنگار عرصه محیط زیست، و یا خبرنگار عرصه مالی داشته ایم. اگر آنها بیایند و صفحه ای شخصی ایجاد کنند و محتوای تولیدی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند با بلاگری مواجه ایم.

یک بلاگر لزوما یک اینفلوئنسر نیست. می تواند بشود ولی لزوما نیست. یک دلیلش آن است که جنبه شخصیتی و کاریزماییِ اینفلوئنسر در مقایسه با یک بلاگر بیشتر اهمیت دارد. منظور آن است که در بلاگری، محتوایی که تولید می شود مهم است و همانطور که گفتم باید قابل استفاده و به‌دردبخور باشد. ولی در اینفلوئنسری، خود اینفلوئنسر اهمیت دارد. در همین راستا، اگر بخواهیم درباره مخاطب رسانه ای هم توضیح بدهم باید بگویم که در اینفلوئنسری، فالوور یا دنبال‌کننده بسیار اهمیت می یابد. همچنین «مدیریت اثرگذاری» بسیار اهمیت می یابد. یک اینفلوئنسر می خواهد اثر بگذارد و در نتیجه مخاطب جذب کند. برای همین میزان تعامل او با دنبال کنندگان بیشتر است. در اینجا تنوع محتوای تولید شده هم بیشتر است. صمیمیت  یا به تعبیر برخی از منتقدان، «فروش صمیمیت» افزایش می یابد. عرضه تصاویری از زندگی خصوصی، سانتی‌مانتالیسم و نمایش «خود در زندگی روزمره» بیشتر می شود. طبق آنچه حالا دارد در فضای مجازی رخ می دهد باید گفت که تقلا برای تجارت و کسب درآمد و همچنین معرفی و فروش کالا و کمک به برندسازی محصولات در اینفلوئنسری پررنگ تر است تا در عرصه بلاگری.

اینفلوئنسرها با هدف افزایش تعرفه تبلیغات تجاری به دنبال فروش صمیمیت هستند

هدف از فروش صمیمیت و نمایش لحظات زندگی روزمره غالبا جذب مخاطب و در نتیجه افزایش تعرفه تبلیغات تجاری است. نکته دیگر آنکه همانطور که گفتم معمولا در دنیا اغلب بلاگرها سایت حرفه ای دارند ولی این ادعا درباره اینفلوئنسرها لزوما درست نیست. اینفلوئنسرها غالبا بر شبکه های اجتماعی تکیه می کنند. درباره سلبریتی، معمولا وقتی درباره رسانه های جدید و شبکه های اجتماعی حرف می زنیم از سلبریتی ها یاد نمی کنیم. سلبریتی مفهومی است که غالبا با رسانه های سنتی نظیر سینما، تلویزیون مجاورت دارد. آنها می توانند از رسانه های جدید هم بهره ببرند ولی غالبا خاستگاه آنها رسانه های سنتی است. به همین دلیل محققان برای اشاره به شهرت ها و چهره های برخاسته از رسانه های جدید از واژه های دیگری نظیر میکروسلبریتی، ستاره های اینستاگرامی، و یا در روایتی ایرانی، از شاخ های اینستاگرامی استفاده می شود. معمولا اینفلوئنسرها می توانند یک ستاره یا میکروسلبریتی هم باشند. این امر درباره بلاگرها کمتر درست است.

بدون تردید علیرغم این توضیحات هنوز ابهام ها می تواند باقی بماند چون ما شاهد افرادی هستیم که شامل هر سه می شوند و اینها، دسته بندی های دقیق را دشوار می سازد.

اینفلوئنسرهای ایرانی را طی این ۱۰ سال به چند دسته تقسیم می کنید؟ آیا در عصر پیدایش فیسبوک اینفلوئنسر مهمی داشتیم یا این پدیده در بین جمعیت کاربران ایرانی رسانه های اجتماعی محصول نوآوری کاربران ایرانی در اینستاگرام است؟

پاسخ به بخش اول سوال شما نیازمند دقت و تحقیقات پردامنه ای است. من یک برداشت کلی را می گویم و آن اینکه طی سال های گذشته تکثّر و تکثیر اینفلوئنسرها در ایران بسیار افزایش یافته است. به عبارت دیگر ما شاهد ظهور اینفلوئنسرها در عرصه های مختلف هستیم به طوری که حتی روحانیون هم وسوسه شده اند تا تبدیل به اینفلوئنسر شوند. سال گذشته روحانیون جوانی را دیدیم که با زبان بدن متداول در عرصه تبلیغات تجاری در اینستاگرام به تبلغ کالا پرداختند. اینها حاکی از گسترش تب یا ولع اینفلوئنسر شدن در جامعه ایرانی است. ما شاهد هستیم که روان شناسان، معلمان زبان، تعمیرکاران اتومبیل و وسایل خانگی، بنگاههای املاک، و مربیان امور معنوی تلاش می کنند تا مخاطب جذب کنند و به این وسیله کسب و کارشان رونق بیشتری گیرد.

درباره بخش دوم سوال باید بگویم که آگاهی از توانایی ها و قابلیت های شبکه های اجتماعی برای مشهور شدن و نیز معرفی خود، و به تعبیر بهتر «خودبرندسازی» در دورانی که فیسبوک رسانه فراگیری بود مانند امروز نبود. فیسبوک بیشتر با هدف اشاعه و به اشتراک گذاشتن افکار و ایده ها به کار گرفته شد هر چند نمودهایی از رویدادها و اتفاقات شخصی روزمره هم در آن به اشتراک گذاشته می شد. در واقع فیسبوک ویژگی ای داشت که امروز توئیتر در ایران دارد. ولی با ظهور و گسترش اینستاگرام، زمینه برای ظهور اینفلوئنسر یا ستاره های جدید بیشتر شد. همچنین باید گفت که فیسبوک رسانه نخبه گرایانه تری(حداقل در آن زمان) بود و مهارت هایی لازم داشت که همه گروههای اجتماعی از آن برخوردار نبودند. در فیسبوک، طبقه متوسط شهری، گروههای سنی جوان و میانسال حضور بیشتری داشتند. اما با توجه به گسترش پلتفرم های مختلف برای انجام امور روزمره زندگی، این روزها مهارت های لازم برای استفاده از تلفن های همراه و پلتفرم ها افزایش یافته است. این روزها کمتر شاهد تکنوفوبیا یا ترس از تکنولوژی های جدید در بین گروههای سنی مختلف هستیم. البته در اینجا نباید نسبت به قابلیت های اینستاگرام هم غافل بود که البته این بحث کمی تکنیکی است و بهتر است متخصصان ارتباطات به آن پاسخ بدهند.
 منبع: عطنا


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
اینستاگرام بهداشت نیوز