کد خبر: 56214
ف
کدام اشتباه همسرمان را ببخشیم و کدام را نه ؟
مهارت گذشت در زندگی یکی از الزامات صحیح ازدواج و همسرداری است. اما اینکه کدام اشتباه همسر خود را ببخشید و کدام را نه ، خود مطلبی قابل بحث و جداگانه است.

به گزارش بهداشت نیوز: گاهی بخشش دیگران، نه تنها موجب آرامش خاطر ما می شود، بلکه به تداوم رابطه نیز کمک می کند. از طرف دیگر، رفتارهایی هستند که به هیچ عنوان قابل بخشش نمی باشند، از این رو که تاثیرات منفی آنها تا آخر عمر گریبان مان را خواهند گرفت. البته بخشش همیشه به معنای ادامه دادن رابطه نیست، ما گاهی طرف مقابل مان را به خاطر اشتباهی که مرتکب شده می بخشیم اما تصمیم می گیریم که رابطه را تمام کنیم.

در نهایت آنچه اهمیت دارد، آرامش خود ماست. آیا می دانید که  چه رفتارهایی در رابطه عاطفی قابل بخشش اند و کدامیک نیستند؟ اگر دوست دارید بدانید که کجاها باید گذشت کنید و کجاها از شریک زندگی تان بگذرید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

او را به خاطر گذشته اش، ببخشید
ما باید فردی که دوستش داریم را به خاطر گذشته ای که داشته ببخشیم، به این علت که همه ما خطاکاریم و ممکن است اشتباهاتی را خواسته یا ناخواسته مرتکب شویم. اگر او با خانواده اش رفتار اشتباهی کرد، اگر آنجا که دوستانش به او احتیاج داشتند حاضر نبود، اگر جایی نتوانست آنطور که باید انتظارات دیگران را برآورده کند یا حتی انگیزه لازم را در محیط کار نداشت… او را ببخشید.

اگر او در گذشته نمی دانست که از زندگی چه می خواهد یا چگونه باید زندگی بهتری داشته باشد، اگر او شریک ایده آلی در رابطه قبلی اش نبود یا قلب کسی را شکست، باز هم لایق بخشیدن است زیرا او در گذشته زندگی نمی کند، بنابراین بهتر است که او را در زمان حال قضاوت کنید نه با اشتباهاتی که در گذشته انجام داده است.

 

او را برای آنچه امروز هست، نبخشید
درست است که شما باید شریک زندگی تان را به خاطر اشتباهاتی که در گذشته انجام داده، ببخشید اما به شرطی که اشتباهاتش را قبول کرده و دیگر آنها را تکرار نکند. در واقع شما نباید انتخاب های اشتباه او را در زمان حال نادیده بگیرید زیرا زمان حال فرصتی برای اوست تا خودش را تغییر دهد، پس اگر این تغییرات را احساس نکردید، بدانید که او همان آدمی است که در گذشته بوده و قصد تغییر هم ندارد. اگرچه تغییر شخصیت یک شبه رخ نمی دهد اما شما باید تغییرات را، هر چند کوچک، در او احساس کنید، در غیر این صورت بخشش اشتباه است.

به عنوان مثال رفتارهای اشتباه او را با خودتان، تنها به این علت که او گذشته تلخی داشته، نباید نادیده بگیرید. اگر شما گذشته او را کنار گذاشته اید، او هم باید قدردان حمایت و گذشت های شما باشد و تمام تلاشش را برای تغییر رفتار خود انجام دهد، در غیر این صورت ببخش دوباره تنها به ضرر شما تمام خواهد شد.

اگر دل شما را شکست، ببخشیدش
شاید فکر کنید کسی که قلب شما را شکست، ارزش بخشیدن ندارد اما شما باید این کار را انجام دهید به این علت که خود شما لایق آرامش هستید. اگر شریک زندگی تان نتوانست نیازهای شما را برآورده کند، اگر شما را ترک کرد یا اگر زیر قول هایش زد، ببخشیدش، حتی اگر از او جدا شدید. اگر به خاطر رفتارهای طرف مقابل تان ناامید هستید، اگر باعث شده که از عشق متنفر شوید، اگر آنجا که به او احتیاج داشتید و او در کنارتان نبود، اگر برای شما نجنگید یا آنطور که باید دوست تان نداشت، تنها برای این که باری از روی دوش خودتان بردارید، او را ببخشید. در واقع رفتارهای اشتباه او چیزی از ارزش شما کم نکرده است، بنابراین تنها برای آرامش خودتان، اشتباهات او را نادیده بگیرید.

او را نبخشید اگر باعث شد که نسبت به خودتان حس بدی داشته باشید
برخی از افراد هستند که آهسته آهسته نظر شما را نسبت به خودتان تغییر می دهند، در واقع کاری می کنند که شما از خودتان متنفر شوید. رفتار اینگونه افراد را نباید بخشید. آنها به تدریج شما را متقاعد می کنند که علت تمام اشتباهات پیش آمده، خود شما هستید و این شمایید که باید رفتارتان را تغییر دهید. نتیجه این رفتار نه بهبود رابطه بلکه کاهش اعتماد به نفس شما را به همراه خواهد داشت. پس از مدتی شما احساس می کنید که برای او کافی نیستید و برای خشنود کردن او باید خودتان را تغییر دهید و در نهایت تبدیل به آدمی می شوید که هیچ لذتی از زندگی نمی برد. افرادی که باعث می شوند شما نسبت به خودتان حس ناامنی کنید یا آنهایی که شما را وادار می کنند خودتان را کمتر از آنچه هستید تصور کنید، را نبخشید بلکه هر چه سریع تر از زندگی تان حذف کنید.

 افرادی که از شما محافظت می کنند را ببخشید
آدم ها گاهی برای محافظت از کسانی که دوست شان دارند، حقیقت را پنهان می کنند. به عنوان مثال اگر شریک زندگی تان از مشکلات خود، تنها به این علت که شما را ناراحت نکند، سخن نگفت، او را ببخشید یا اگر شما را از شرایطی دور نگه داشت تا آسیب نبینید، سرزنش اش نکنید. این گونه افراد در آن لحظه فکر می کنند که مهمترین عامل محافظت از شماست، به بیان دیگر آنها نمی دانند که چگونه با کمترین آسیب شما را درگیر مشکلات شان کنند،  بنابراین تنها کاری که به ذهن شان می رسد دور نگه داشتن شماست. شما نیز پس از یافتن حقیقت، آنها را ببخشید زیرا که آنها لایق این بخشش هستند.

اگر به شما دروغ گفت، نبخشیدش
دروغ یکی از رفتارهایی ست که نباید ساده از آن گذشت. حتی اگر طرف مقابل تان به شما دروغ مصلحتی گفت، نباید او را ببخشید زیرا همین دروغ ها پس از مدتی تبدیل به دروغ های بزرگ تر می شوند. شما نباید به فردی که یک بار به شما دروغ گفته شانس دوباره دهید. اعتمادی که رفته هیچگاه باز نمی گردد، بنابراین با نادیده گرفتن آن، تنها خودتان را کوچک کرده اید. زندگی با افراد دروغگو به شما حس ناامنی می دهد.

در واقع آنها با دروغ شان به شما ثابت می کنند که لیاقت صداقت را از نظر آنها نداشته اید. فردی که فکر می کند تنها در مواقعی که خودش بخواهد، باید حقیقت را به شما بگوید، فردی غیر قابل اعتماد و نابخشودنی است، از آن ساده نگذرید.

ببخشیدش اگر به شما اجازه داد تا رابطه را تمام کنید
اگر شما تصمیم گرفتید که رابطه را تمام کنید، طرف مقابل تان هم مانع تان نشد، عصبانی نشوید. درست است که از او انتظار دارید جلوی شما را بگیرد اما او را ببخشید زیرا او هم آرامش شما را می خواهد و فکر می کند که شما لایق بهترین ها هستید، چیزی که در رابطه با او به دست نیاورده اید. اگر فردی شما را دوست داشته باشد، آرامش شما را به آرامش خودش ترجیح می دهد. بنابراین اگر او با این تصور که شما بدون او زندگی شادتری دارید، مانع از رفتن شما نشد، او را ببخشید.

اگر شما را رها کرد، نبخشیدش
اگر شریک زندگی تان برای فرار از بار مسئولیت شما را رها کرد، هرگز نبخشیدش. به عنوان مثال ما از شریک زندگی مان انتظار داریم تا در مواقع ناراحتی کنارمان باشد و به درد و دل هایمان گوش دهد، اما اگر او در این شرایط شما را تنها گذاشت و به جای جسارت، ترسید و عقب نشینی کرد، بهتر است که او رها کرده و هرگز نبخشیدش. میان فردی که جایش همیشه خالی ست، با او که هیچگاه شما را تنها نمی گذارد، فرق بسیار است.

اگر شما را آنطور که می خواستید دوست نداشت، او را ببخشید
هر کسی زاویه دید خود را در رابطه عاطفی دارد، این که شریک زندگی تان آنطور که شما دوست دارید با شما رفتار نمی کند، بدین معنی نیست که به شما بی علاقه است، بلکه هر کسی به شیوه خود احساسات اش را نشان می دهد. بنابراین زمانی که او فکر می کند به بهترین شکل ممکن در رابطه است، ناامیدش نکنید.

اگر در شرایطی خاص نتوانست مانند آنچه شما دوست دارید، رفتار کند، او را ببخشید. شاید به راستی او قبل از شما چنین تجربه هایی نداشته و راه درست را نمی داند، پس دست از پیش داروی بردارید و از رفتارهایی که برایتان چندان خوشایند نبوده، بگذرید. اگر او را دوست دارید، انتظارات تان را از او به زبان آورید، مطمئنا او نیز تمام تلاش خود را براب خشنودی شما خواهد کرد.

اگر برای شما ارزشی قائل نیست، نبخشیدش
اگر شریک زندگی تان با شما طوری رفتار کرده که حس می کنید هیچ جایگاه و ارزشی برای او ندارید، هیچوقت نبخشیدش. یک رابطه نیازمند توجه، عشق و مهربانی ست و رفتار فردی که این موارد را نادیده می گیرد، توجیه ناپذیر است. بدتر از آن فردی است که جدا از بی احترامی رفتاری و کلامی، از خشونت های بدنی استفاده می کند.

از فردی که تنها شما را برای زمان هایی خاص می خواهد، به بیان دیگر شما را یک شی فرض می کند، دوری کنید زیرا که این عشق نیست بلکه سو استفاده از شرایط است. با این اوصاف، افرادی که به شما، اهداف تان یا خانواده و دوستان تان بی احترامی می کنند، هرگز قابل بخشش نیستند.

 تاثیر محبت و گذشت در زندگی زناشویی
پایه و اساس یک ازدواج و یک زندگی مشترک با دوام و شیرین را باید در میزان محبت و گذشت و مهربانی زوجین دانست.در واقع در هر شرایطی تداوم و با نشاطی یک زندگی زناشویی موفق وابسته ی گذشت و ایثار طرفین می باشد.زیرا که اگر گذشت و چشم پوشی نباشد کم کم ریشه های خانواده سست و افسرده و فرسوده خواهد شد و درخت خانواده و به ویپه نهال خانواده هی تازه شکل گرفته پژمرده خواهد شد.

زندگی زناشویی اگر بر اساس محبت و صداقت بنا نهاده شود می تواند خوشبختی و آرامش را برای طرفین درپی داشته باشد. البته اصولی وجود دارد که که رعایت آنها می تواند روند کلی زندگی زناشویی را با موفقیت و شادکامی همراه کند.

در زندگی زناشویی تمرکز روی چیزهای مثبتی که یک رابطه را خوب و زنده نگه می دارد، بسیار مهم است. محققان می گویند برای اینکه یک رابطه به کارکرد خود ادامه دهد، لازم است که نسبت خاصی از خوبی در مقابل بدی وجود داشته باشد واین رقم حیرت آورپنجاه پنجاه نیست بلکه پنج به یک است.در مقابل هر تعامل منفی یا تنش زا باید پنج تعامل مثبت وجود داشته باشد.

زنان شاغل می گویند که وقتی شوهرانشان از آنها سپاسگزاری می کنند، آن وقت هر کاری “شدنی” است. تنها زمانی که احساس می کنند کسی قدر آنها را نمی داند فشار کار از یک طرف و گرداندن خانه از طرف دیگر موجب آزردگی آنها می شود.


محبت و دوستی
خصلتی که در صدر لیست زن وشوهرهای خوشبخت به چشم می خورد، دوستی است که شامل سهیم شدن علایق و افکار است. هم فرمول از پیش تعیین شده ای در مورد اینکه همسران چه مدتی را باید با هم صرف فعالیت های مشترک کنند تا یک پیوند زناشویی به تاثیرگذاری خود ادامه دهد، وجود ندارد، اما به طور قطع، واضح است زن وشوهرهایی که علایق مشترکی برای اینکه در مورد آن صحبت کنند دارند، مزیت ویژه ای درخوب نگه داشتن زندگی زناشویی خود دارند.

وقتی زن و شوهر در چیزی غیر از خانه وبچه ها با هم مشترک نیستند، گفتگوهایشان خیلی سریع بر روی مشکلات متمرکز می شود. پدر ومادر نه فقط به عنوان دستیار یکدیگر در تربیت بچه ها بلکه به عنوان یار ومونس همدیگر باید با هم خوش بگذرانند و از وجود یکدیگر لذت ببرند. پدر ومادرهایی که علایق و سرگرمی های مشترک دارند، گفتگو های شاد ودلپذیری برای شنیدن بچه هایشان دارند. به خاطر اینکه این نوع رابطه زناشویی جذاب و با مزه است، احتمالا بچه ها باور”ازدواج یعنی دوستی”را به طرحواره شان وارد می کنند. وارد کردن دوستی وخوشی به زندگی زناشویی منبع تغذیه ای برای زن وشوهر فراهم می کند که آنها را در لحظات دشوار سر پا نگه می دارد و حتی به آنها انگیزه بیشتر برای ادامه تلاش در جهت سرزنده نگه داشتن زندگی زناشویی مان می دهد.

تشکر و سپاسگزاری از یکدیگر
زوج های خوشبخت قادرند که احساس خوشبختی همسران خود را با ابراز قدردانی مضاعف کنند. زنان شاغل می گویند که وقتی شوهرانشان از آنها سپاسگزاری می کنند، آن وقت هر کاری “شدنی” است. تنها زمانی که احساس می کنند کسی قدر آنها را نمی داند فشار کار از یک طرف و گرداندن خانه از طرف دیگر موجب آزردگی آنها می شود.

بیشتر پدر ومادرها از اینکه می توانند از وجود یکدیگر در نگهداری بچه ها کمک بگیرند سپاسگزار هستند، اما تعداد کمی از آنها وقتی را برای گفتن این مسئله می گذارند. بچه هایی که در اطراف والدین دلخور و دور از هم هستند می آموزند که رویای”عشق جاوید” فریبی بیش نیست. عدم سپاسگزاری از سوی والدین در بچه ها احساسی از بی ارزشی و ناخوشایندی نسبت به ازدواج ایجاد می کند. بچه هایی که والدینشان قادر هستند همکاری یکدیگر را تصدیق و برای آن ارزش قائل شوند، می بینند که همسرانشان چقدر می توانند برای هم مهم باشند. حسن نیت و اساس مثبتی که از طریق سپاسگزاری به وجود می آید به بچه ها اهمیت تشویق و تحسین را یاد می دهد وبیشتر احتمال دارد که در دادن و دریافت آن در روابطشان با دیگران راحت باشند.

با هم بودن و شوخی و لبخند
توانایی با هم خندیدن نیز به عنوان یکی از مولفه های کلیدی یک زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می شود. شوخ طبعی می تواند به زوجین کمک کند نگذارند مشکلات پایشان را از گلیمشان دراز تر کنند. البته این بدان معنا نیست که باید از تمام مسائل و اختلافات با مسخره بازی گذشت. زمانی که والدین می توانند با همدیگر بخندند و از شوخی برای پشت سر گذاشتن لحظات دشوار استفاده کنند بچه ها هم از تنشی که در سایر خانواده ها منجر به ایجاد دلهره و نگرانی می شود جان سالم به در می برند

بخشش و چشم پوشی و گذشت
علیرغم وجود حسن نیت، زنان وشوهران اغلب یکدیگر را ناامید یا اذیت می کنند. زن وشوهرهایی که قادرند با هم وقتی گفتگویی پیش می آید صحبت کنند و خشمشان را تخلیه کنند، از امتیاز بی نظیری در زندگی شان برخوردارند. دانستن اینکه چگونه گذشت کنیم توانایی در اعتماد کردن به یکدیگر است و باور به اینکه خوبی احیا شدنی است. این امر تنها در صورتی روی می دهد که طرفی که آزرده شده بتواند آزردگی اش را با طرف مقابل مطرح کند که او هم باید به تبع آن، مسئولیت ایجاد این ناراحتی را بر عهده بگیرد. توانایی همکاری کردن برای حل مسائل و باز گرداندن صمیمیت به رابطه به خوبی فرصت پیروزی در زندگی زناشویی را به ما می دهد.

 

منبع: ایران بانو


مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.